غلامحسين افضل الملك
179
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
به اسب خود سوار شده و مغرب كه چراغها را تازه روشن كرده بودند به كرمان وارد شده و سى و پنج فرسخ راهرا طىّ كرده است و هركس خواهد از او استفسار كند . در اين صورت نادر شاه اگر سى و شش فرسخ را يكروزه طى كند غرابتى ندارد « 1 » . شب پنجشنبهء شانزدهم به طرف قصبهء آباد و معتبر « راور » كه بر وزن خاور است حركت شد تمام راه هموار است در سر چهار فرسخى قريهء « اسمعيلآباد » است . آن را مرحوم محمد اسمعيل خان وكيل الملك والى سابق كرمان قنات درآورده و احداث كرده . حال ملك پسر او ولى خان حاكم بلوچستان است . ولى خان بر آبادى اينجا افزوده و رباطى سرپوشيده براى آسايش عابرين سبيل ساخته است . وليخان برادر عليخان محتشم الدوله و بسيار جوان خوش سلوك عاقل باادبى است . هر دو برادر الآن در كرمان هستند . در كنار اين رباط مهتاب تابيده و آبى روان بود با تقى خان و حاجى ميرزا احمد غليانى كشيده به راه افتاديم . آب اسمعيلآباد اندكى شور مزه است . در كنار جاده به قدر يك فرسخ نهر آبى امتداد دارد . بعد از اسمعيلآباد « كريمآباد » و « يوسفآباد » است . و در طرف دست چپ جاده است . در سر شش فرسخى قصبهء راور است . سر آفتاب وارد راور شديم . در باغ و عمارات عاليهء مرحوم آقا على اكبر يزدى كه حال به دو پسر و دختر او رسيده است منزل كرديم . باغ باصفاى پرميوهايست . عيال مرحوم آقا على اكبر انواع و اقسام ميوه براى زنان و مردان ما فرستاد . راور بلوك معتبر كرمان است . قدرى گرمسير است . آبادى معتبرى است . اهل راور دانستند كه من از اجزاء مخصوص ايالت كبراى كرمان هستم . محترمين ايشان از من ديدن كردند . از آن جمله جناب آقا سيد اسد اللّه و آقا سيد على اكبر نقيب الساداة
--> ( 1 ) - غرابت در سرعت سير نادر نيست در حركات منسوب به اوست مگر آدم عاقل هم اينطور فكر و استدلال مىكند . درست است كه نادر بىباك بوده ولى بىهوش و عقل كه نبوده است . خيلى بعيد است كه اين داستان به اين صورت اتفاق افتاده باشد مگر آنكه مقدمهء جنون او باشد .